انسانم آرزوست

انسانم آرزوست

چرا آدما به هم حرفای خوب نمی‌زنن؟ لبخند نمی‌زنن، نگاه مهربون نمی‌کنن؟

چرا وقتی داریم تو خیابون راه می‌ریم عابری که از روبرو میاد با دست به منظره قشنگی که پشت سرمون داره اتفاق می‌افته اشاره نمی‌کنه و نمی‌گه «هی اونجا رو ببین چه قشنگه!». چرا تا می‌بینیم یه عابر که از روبرو داره با لبخند میاد سمت‌مون اول گارد می‌گیریم و فکر می‌کنیم که نکنه بخواد اذیت یا گدایی مدرن کنه؟

چرا وقتی آخر مسیر از تاکسی پیاده می‌شیم راننده تاکسی صدامون نمی‌کنه و با لبخند نمی‌گه «دخترجون وا کن اون سگرمه‌هارو دلمون گرفت!». اصلاً چرا تا راننده تاکسی‌ها می‌خوان باهامون دو کلوم حرف بزنن سریع اخم‌هامون رو می‌کشیم تو هم که یه موقع پاشو از گلیمش درازتر نکنه؟

چی شد که آدم‌ها اینقدر از هم ترسیدن؟ اینقدر از هم دور شدن؟ بهتره بگم چی شد که آدم‌ها یه کار کردن که این همه از هم بترسن و دور بشن؟

دلم می دونی چی می خواد؟ اینکه یهو یکی که اصلاً هم منو نمی‌شناسه بیاد شونه‌هامو بگیره و تو چشمم نگاه کنه و همونجور که میشه از تو چشماش صداقت و اطمینان رو دید یه حرف خوب بهم بزنه. حواسم رو به یه چیزی جلب کنه که قبلاً نبوده و بعدشم یه چشمک مهربون بزنه و بره. یه آدمی که حرف زدن با من رو وظیفه خودش ندونه. اینقدر پر و لبریز از حس خوب باشه که دلش بخواد بیاد و حسش رو با من تقسیم کنه. نه با من‌ها! یعنی دلش بخواد به یکی که اصلاً نمی‌شناسدش چیزی ببخشه. و از شانس من، من سر راهش باشم.

دلم می‌خواد از آدما نترسم. بتونم بدون ایجاد شدن هیچ توقع و یا رابطه پایداری کنارشون بشینم و باهاشون حرف بزنم و به حرفاشون گوش کنم و بعد هم خداحافظی کنم و برم. رابطه‌های کوتاه مدت ولی با عمق زیاد…

دلم محبت دیدن از آدم‌ها می‌خواد. دلم محبت کردن بدون ترس از سوء برداشت به آدم‌ها می‌خواد. دوست دارم با دختر و پسر و پیر و جوون بشینم حرف بزنم. از دید اونا به زندگی کنم. دوست ندارم بترسم از اینکه نکنه حالا فولان پسر فکر کنه عاشقش شدم دارم بهش نخ میدم، یا فولان دختر دیگه آویزونم بشه و توقع داشته باشه بار زندگی‌ش رو به دوش بکشم، یا فولان خانوم یا آقا بدون اینکه کامل بشناسن منو دربارم قضاوت کنن و با بقیه درباره من حرف بزنن. دلم روابط انسانی می‌خواد. انسانی!

دلم نگاه کردن مهربونانه به مردم می‌خواد. لبخند زدن بهشون. حرف‌های خوب زدن بهشون…

یک پاسخ »

  1. خودمون نمیخوایم
    هر کی هر چه قدر هم حرف بزنه در حکم گِل لقد کردنه!!

    • چی رو نمی‌خوایم؟ یه حرف خوب رو؟

  2. واس این دوره زمونه چیز زیادیه دوست من…شرایط حال حاضر مانع این ها شده،ماهارو عوضکرده،از انسانیت به دور کرده….ماها به شرایط خودمون رو باختیم…درک راست و دروغ سخت شده،همه چیز با هم آمیخته شده و کار رو سخت کرده

    • متاسفانه همین جوره…

  3. روزگار غربی ست …
    می ترسم نازنینش را بنویسم
    می ترسم !

  4. منم میخوام. اسمشو گذاشته دوستی یه بار مصرف. این اسم تو فیلم «فایت کلاب» استفاده شده بود. خوبیت اینجور دوستی های یه بار مصرف اینه که نه برای برقراریش انرژی مصرف میکنی، نه برای تداومش و نه برای مسائل حاشیه ایش. ولی فایدش همون تخلیه روانی و حس صمیمیته. من مثلا خیلی دوست دارم اگه یکی از من آدرس میخواد بپرسه یا ساعت، اولش نگه ببخشید یا معذرت میخوام، یه جوری از من بپرسه که انگار چهار پنج ساله منو میشناسه.

  5. درستش اینه که بگم درست میشه ولی واقعیت اینه که بدتر هم میشه . به قول معروف حالا کجاشو دیدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s