برچسب‌ها

, ,

Love is...شاید امروز که تنها هستم و عقلم بیشتر از دلم کار می‌کنه بهترین زمان برای نوشتن قوانین دوست داشتن باشه. دوست داشتن کسی که هنوز نیست، ولی باید قوانین زمان بودنش رو دونست تا وقتی که اومد بشه موندگارش کرد… آره! باید بنویسم تا فراموش نکنم…
باید یادم بمونه کسی که دوسش دارم مثل قاصدکه! تمام زیباییش به پروازشه. که اگه پرواز نکنه و روی زمین اسیر بشه، یا حتی اگه توی دست کسی باشه که عاشقشه ولی رهاش نمی‌کنه، خیلی زود از بین میره…
باید یادم بمونه که یک نفر رو همون جوری که هست و به خاطر همون چیزی که الان الان هست دوست داشته باشم، نه به خاطر چیزی که ممکنه بعداً باشه یا نباشه. یادم بمونه که اصلاً به خاطر همین چیزی که بوده دوسش داشتم! مجبورش نکنم که عوض بشه چون اون موقع ممکنه دوست داشتنم هم عوض بشه یا حتی از بین بره…
باید یادم بمونه که خودخواه نشم. که حواسم باشه به خاطر علاقه‌ای که بهش دارم محدودش نکنم. با حرفام نرنجونمش. با زخم زبون‌هام دلگیرش نکنم. با بی‌رحمی اشتباهاتش رو به رخش نکشم… باید یادم باشه که خودم هم کامل نیستم و حتماً عیب‌هایی دارم که طرف مقابلم تحملشون می‌کنه…
باید یادم بمونه که حرف‌هایی واقعاً قشنگ هستن که به مرحله عمل برسن. که واژه‌هایی مثل دوستی و دوست داشتن و محبت و عشق و ایثار و از خودگذشتگی و… اگه مصداق عملی نداشته باشن فقط به درد قصه‌های بچگونه می‌خورن و بس! باید یادم بمونه که «سخن عشق نه آن است که آید به زبان»… یادم بمونه با اینکه شنیدن حرفای قشنگ دلنشین و گوش نوازه، ولی بیشتر از اون باید حواسم به اعمال ناگفتنی و شاید نادیدنی طرف مقابلم باشه…

باید یاد بگیرم که صبر و سکوت با وجود اینکه از بهترین خصلت‌های یک آدم هستند، حد هم دارن! باید یاد بگیرم متعادل باشم. نه اون قدر صبور و ساکت که باعث سواستفاده بشه، و نه اونقدر عجول و غرغرو که باعث فرار ملت بشه… باید یاد بگیرم جوری راه برم که نه از این ور بوم بیفتم، نه از اون ورش!
باید یاد بگیرم که با دقت‌تر به آدم‌های اطرافم و دنیاشون نگاه کنم…
باید یاد بگیرم که حتی قدر فاصله‌ها رو هم بدونم! که اگر گاهی این دور شدن‌ها و رفت و برگشت‌ها نبود هیچ وقت به ارزشی که برای هم داشتیم پی نمی‌بردیم…

……

پ.ن 1: نمی‌دونم چرا یهو چنین فکرایی اومد تو سرم! و نمی‌دونم چرا حس کردم باید بنویسمشون! و باز هم نمی‌دونم چرا به جای اینکه توی دفترم بنویسم، اینجا نوشتمشون!
پ.ن 2: مطمئناً اینها تنها چیزهایی نیستند که باید یاد بگیرم یا باید فراموش نکنم. شاید بقیه بایدها و نبایدهام رو بعداً نوشتم.
پ.ن 3: بابام یه هفته رفت سفر. مامانم تحریمش کرد و نرفت. الان بابام تو راه برگشته. مامانم با ذوق خونه رو مرتب می‌کرد… دوسشون دارم!
پ.ن 4: دلم خواست برم آرشیو عکس‌های آدامس …Love is رو بیارم و پخش کنم رو زمین و نگاهشون کنم! 

 

 

Advertisements