درباره من

بیست و پنج سال اول عمرم را چنان گذراندم که انگار هدف از آفرینشم راضی نگه داشتن پدر و مادر و اَره و اوره و شمسی کوره‌ست! آن‌چنان خوب بودم که این روزها اغلب از خودم می‌پرسم که چطور توانستم آنقدر مطیع و پاک باشم؟ که نه تنها دست از پا خطا نکردم، که برای راضی نگه داشتن همه (جز خودم) کارهایی کردم و به راه‌هایی رفتم که در باقی عمرم باید برای کم رنگ کردن اثرشان تلاش کنم. البته این کارها و راه‌ها در اصل بد نبودند. خوب هم بودند. خوب و منطقی. ولی اکثراً با اولویت‌ها و علایق اصلی خودم فاصله داشتند. مصراع «عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست» من را به یاد این سال‌های عمرم می‌اندازد. سال‌هایی که عاشق دیگران بودم نه عاشق خودم.

به خودم که آمدم، یعنی حدود همان حوالی که شبی هفت ساله خوابیدم و سحرگاهان هزار ساله برخاستم، تصمیم گرفتم بیست و پنج سال دوم زندگی‌ام را با تجربه کردن کارهایی که عمری به خاطر پدر و مادر و اَره و اوره و شمسی کوره قیدشان را زدم، برای خودم و شادی و رضایت درونم زندگی کنم. تصمیم گرفتم دست به کاری نزنم مگر اینکه رضایت قلبی‌ام را سبب شود، که به من احساس لذت از زندگی ببخشد. این بار این بیت بابافغانی شیرازی نشان‌دهنده‌ی خط سیرم است: «آنچه مراد من است فارغ رنگ است و بو، ورنه گل زرد و سرخ در همه گلزار هست» کلماتی که معنا‌یشان تن به معمولی نبودن و تکرار ندادن است.

اینجا و اکنون، اولین سال‌های بیست و پنج سال دوم زندگی‌ام را می‌خوانید. اولین سال‌های تجربه‌ی لذت خود بودن و برای خود زیستن. اولین سال‌های شستن چشم‌ها و جور دیگر دیدن…‏

Advertisements

2 نظر برای “درباره من”

  1. کارخوبی کردی که پاک موندی،ضرر کردی؟

  2. payman گفت:

    آدم ها نميفهمندت بلكه ترجمه ات ميكنند!!!
    آن هم به زبان خودشان…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s